خانه
گاما

درسنامه آموزشی فلسفه (2) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی و معارف

درس 2: جهان ممکنات

بازدید61/6 K
تاریخ بروزرسانی1400/10/16

روزگاری انسان تصور می‌کرد که جهان طبیعت فقط از یک کهکشان راه شیری تشکیل شده است.

تصاویر تلسکوپ فضایی هابل در اواسط دهۀ 1990 میلادی نشان داد که شمار کهکشان‌های جهان بین 100 تا 200 میلیارد است. اکنون گروهی از اخترشناسان نشان داده‌اند. که این رقم باید 10 برابر شود؛ یعنی حدود 2000 میلیارد.

تبدیل رقم 200 میلیارد به 2000 میلیارد، در ظرف حدود ربع قرن، گویای آن است که این رقم هم می‌تواند ده برابر یا صد برابر و یا هزاران برابر شود.

فضای کهکشانی

حال اگر از موجودات ماکروسکوپی (اَبَر موجودات) به سوی موجودات میکروسکوپی (ریز موجودات) سیری قهقرایی کنیم، می‌توانیم تخمین بزنیم که هر یک از این 2000 کهکشان شناخته شده، حدود 100 میلیارد ستاره و سیاره دارد و هر کدام از آن‌ ستاره‌ه و سیاره‌ها، از میلیاردها میلیارد موجود و عنصر ساده و پیچیده تشکیل شده‌اند. هر عنصری نیز از میلیاردها میلیارد اتم اتم ساخته شده و در داخل هر اتم ذرات و نیروهای مختلفی حضور دارند.

چه آن روز که دانشمندان تصورات محدودتری از موجودات طبیعی داشتند و چه امروز که دانسته‌اند طبیعت به این گستردگی است، بسیاری از مسئله‌های اساسی و بنیادی وجود دارند که همچنان ثابت مانده‌اند و اندیشمندان و متفکران دربارهٔ آنها بحث و گفت‌وگو می‌کنند و کتاب می‌نویسند.

از جمله اینکه:
- جهان متناهی است یا نامتناهی؟
- این جهان همواره بوده است یا آغازی مانند «مه‌بانگ» دارد؟
- هستی منحصر به طبیعت است یا عوالم دیگری هم وجود دارد؟
- آیا علاوه بر موجودات جسمانی، موجودات غیرجسمانی نیز هست؟
- آیا موجودات این جهان می‌توانسته‌اند نباشند یا موجود شدن برای آن‌ها ضروری بوده است؟

این درس دربارۀ سؤال آخر است. ما در این درس می‌خواهیم با نظر فیلسوفان دربارۀ امکان و ضرورت این جهان آشنا شویم و برخی دیدگاه‌ها را دربارۀ این سؤال با هم مقایسه کنیم.

نسبت‌های سه گانه در قضایا

به سه قضیۀ زیر توجه کنید.

مثلث، شکلی سه‌ضلعی است. دیوار خانۀ ما سفید است. عدد هشت فرد است.

به نظر شما، رابطۀ میان موضوع و محمول در این قضایا چگونه است؟ چه فرقی میان این سه قضیه هست؟ آیا ممکن است مثلث، سه‌ضلعی نباشد؟یا دیوار خانهٔ ما سفید نباشد؟ یا عدد هشت فرد نباشد؟

پاسخ دربارۀ قضیۀ اول منفی است؛ زیرا عدد چهار اگر زوج نباشد، عدد چهار نیست.

اما قضیهٔ دوم چطور؟ آیا ممکن است دیوار سفید نباشد؟ پاسخ مثبت است؛ یعنی، با اینکه دیوار خانهٔ ما فعلاً سفید است، اما می‌تواند سفید نباشد.

پس، می‌توان گفت محمول قضیۀ اول، به این دلیل که ذاتیِ موضوع خود می‌باشد، برای آن موضوع، «ضروری» و «واجب» است؛ اما محمول قضیۀ دوم برای موضوع خود ضروری نیست و هم می‌تواند این محمول را بپذیرد و هم می‌تواند نپذیرد؛ یعنی برای موضوع خود حالت «امکان» را دارد.

اکنون به قضیۀ سوم نگاه می‌کنیم. می‌بینیم که در قضیه سوم، برقراری ارتباط میان موضوع و محمول غیرممکن است؛ یعنی محال و ممتنع است که عدد هشت، فرد باشد.

تمرین (صفحهٔ 10 کتاب درسی)

 

الف) در سه قضیۀ هندسی زیر، رابطۀ کدام موضوع با محمول خود واجب، کدام ممکن و کدام ممتنع است؟

1- مجموع دو ضلع مثلث، بزرگ‌تر از ضلع سوم است. 
واجب (رابطه ضروری)

2- ارتفاع و میانه در مثلث یکی است.
ممکن (رابطه امکانی)

3- مجموع زوایای مثلث برابر با سه قائمه است. 
ممتنع (رابطه امتناعی)

ب) شما نیز برای هریک از روابط سه‌گانه چند مثال ذکر کنید:

- رابطۀ وجوبی:
- رابطۀ امکانی:
- رابطۀ امتناعی:

تا اینجا روشن شد که میان موضوع و محمول در قضایا سه گونه رابطه می‌تواند برقرار باشد: رابطۀ وجوبی، رابطۀ امکانی و رابطۀ امتناعی.

رابطۀ وجود با موضوع‌های مختلف

حال این پرسش مطرح است که «وجود»، به‌عنوان یک محمول، با موضوع‌هایش چگونه نسبتی دارد؛ مثلا وقتی می‌گوییم «زمین هست»، «انسان هست» و «خدا هست»، رابطهٔ «هستی» با زمین، انسان و خدا رابطۀ امکانی است یا ضروری یا امتناعی؟

ابتدا فعالیت زیر را انجام دهید تا پس از آن، پرسش طرح شده را بررسی کنیم.

تعیین رابطه (صفحهٔ 11 کتاب درسی)

 

اگر بخواهیم وجود را محمول موضوعات زیر قرار دهیم، به نظر شما رابطۀ میان وجود با این موضوعات، از نوع «ضرورت» خواهد بود یا «امکان» یا «امتناع»؟

خاک امکان مهربانی امکان
سوختن امکان سیاهِ سفید امتناع
دیو امکان خداوند امکان
شریک خدا امتناع فرشتگان امکان
دریایی از جیوه امکان روح امکان
پرنده امکان انرژی امکان
مربع پنج ضلعی امتناع    

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، رابطۀ برخی از این موضوع‌ها با «وجود» رابطۀ امکانی، و رابطۀ برخی، رابطۀ وجوبی و برخی نیز رابطۀ امتناعی دارند و نمی‌توانند موجود باشند. دستۀ اوّل را «ممکن الوجود»، دستهٔ دوم را «واجب الوجود» و دستهٔ سوم را «ممتنع الوجود» می‌نامند.اکنون می‌خواهیم موضوع‌هایی را که با «وجود» رابطۀ امکانی دارند مورد بررسی بیشتر قرار دهیم و ببینیم که چرا در عین اینکه این موضوع‌ها فقط امکان وجود را دارند، اکنون موجودند و جهان موجودات را تشکیل داده‌اند.

اکنون می‌خواهیم موضوع‌هایی را که با «وجود» رابطۀ امکانی دارند مورد بررسی بیشتر قرار دهیم و ببینیم: چرا در عین اینکه این موضوع‌ها فقط امکان وجود دارند، اکنون موجودند و جهان موجودات را تشکیل داده‌اند؟

فارابی و ابن‌سینا به این پرسش پاسخ داده و گفته‌اند چون این قبیل موجودات در ماهیت و ذات خود، ممکن الوجود هستند و با «وجود»، رابطهٔ امکانی دارند، همین رابطۀ امکانی به ذات و ماهیت آنها اجازه می‌دهد که اگر علتِ وجود آنها فراهم شود، آنها نیز موجود شوند و در خارج تحقق یابند.

توضیح دیگر: حالت ممکن‌الوجود مانند ترازویی است که دو کفۀ آن در حالت تعادل قرار دارند و هیچ کفه‌ای بر دیگری ترجیحی ندارد. حال اگر ببینیم یکی از کفه‌ها به سمت پایین کشیده شده و بر دیگری فزونی یافته، می‌گوییم حتماً علتّی در کار بوده که یک کفه را پایین آورده است. زیرا عقلاً محال است که خود به خود، یک کفه بر کفۀ دیگر سنگینی کند و به سمت پایین حرکت نماید. پس وقتی می‌گوییم رابطۀ ماهیت «انسان» با «وجود»، یک رابطهٔ امکانی است، منظور این است که انسان می‌تواند باشد و می‌تواند نباشد. ذات وی به گونه‌ای نیست که حتماً باشد و همچنین ذات وی به گونه‌ای نیست که حتماً نباشد. با بودنِ علت، «وجود» برای انسان ضروری می‌شود و انسان واجب‌الوجود می‌گردد و موجود می‌شود؛ یعنی در حال حاضر، همۀ اشیایی که موجودند،  واجب‌الوجود» هستند، اما به واسطۀ علت‌هایشان، نه به واسطۀ خودشان. به‌عبارت دیگر: اینها «واجب الوجود بالغیر» هستند.

حالت امکان و تساوی
خروج از امکان و تساوی به‌وسیلهٔ علت

تفکر (صفحهٔ 12 کتاب درسی)

 

1- آیا می‌توان اموری را پیدا کرد که رابطۀ ذاتی آنها با «وجود» رابطۀ امتناعی بوده، امّا علتی برای آنها پیدا شود و اکنون موجود باشند؟

در این حالت نیز چون ذات چیزی قابلیت موجود شدن ندارد امکان تحقق آن ذاتاً محال و خلاف عقل است، چرا که موجود شدن امری که وجودش ممتنع است به معنای پذیرش صدفه و اتفاق و مساوی با سفسطه‌گری است.

2- اگر حقیقتی رابطه‌اش با «وجود» ضروری باشد، آیا می‌شود که چنین حقیقتی تاکنون به وجود نیامده باشد؟

خیر. به دلیل اینکه وقتی ذات چیزی مساوی با وجود باشد و تمام شرایط و عوامل برای موجود شدن چیزی فراهم باشد، باید آن حقیقت موجود شود در غیر این صورت باید بتوان هر چیزی را جدای از ذاتیاش فرض کرد. عقلاً امکان ندارد وجود چیزی ضروری باشد ولی موجود نشود. پذیرش این امر مساوی با صدفه و اتفاق و افتادن در ورطه سفسطه‌گری است.

3- تکمیل کنید:
الف) موضوعی را که نسبت به محمولِ وجود، رابطۀ حتمی دارد .............. گویند.
ب) موضوعی را که نسبت به محمولِ وجود، رابطۀ امکانی دارد .............. گویند.
ج) موضوعی را که نسبت به محمولِ وجود، رابطۀ محال دارد .............. گویند.

به کار ببندیم (صفحهٔ 12 کتاب درسی)

 

1- مفاهیم دو ردیف زیر را که به هم مرتبط هستند، مشخص کنید و با آنها قضیۀ موجبه یا سالبه بسازید. سپس، رابطۀ میان موضوع و محمول را از حیث وجوب، امکان و امتناع مشخص کنید.

- مثلث، مربع، پیراهن حسن، عدد سه
- چهار ضلع، سه ضلع، آبی، زوج
الف) مثلث و سه ضلع: مثلث دارای سه ضلع است (مثلث سه ضلعی است) (رابطه وجوبی). / مثلث سه ضلعی نیست (رابطه امتناعی). // مثلث و چهار ضلع: مثلث چهار ضلعی است. (رابطه امتناعی)./ مثلث چهار ضلعی نیست (رابطه امتناعی).
ب) جهان و نابود: جهان قابل نابود شدن است / نیست (رابطه امکانی)
ج) مربع دارای چهار ضلعی است (رابطه وجوبی)     مربع چهار ضلعی نیست (رابطه امتناعی)
د) پیراهن حسن آبی است / نیست. (رابطه امکانی)     پیراهن حسن بلند است / نیست. (رابطه امکانی)
و) عدد سه زوج است. (رابطه امتناعی)   عدد سه زوج نیست. (رابطه وجوبی)

2- آیا موجودات عالم را می‌توان به واجب و ممکن تقسیم کرد؟ اگر تقسیم به واجب و ممکن مناسب نیست، کدام تقسیم مناسب است؟
بله - موجودات از نظر ذات به واجب و ممکن تقسیم می‌شوند ولی از این جهت که وجود دارند به واجب الوجود بالذات و واجب الوجود بالغیر تقسیم می‌شوند. به دلیل اینکه اکنون اگر وجود دارند قبل از مرحله وجود، برای موجود شدن وجوب و ضرورت پیدا کرده‌اند و هر چیزی تا به مرحله وجوب  و ضرورت نرسد موجود هم نمی‌شود.

3- چند حالت از حالت‌های زیر صحیح است؟

اگر مفهومی را در نظر بگیریم امّا مصداق آن را در جهان نیابیم، معلوم می‌شود که:

الف) این ماهیت ذاتاً نمی‌تواند موجود شود. (غ)
ب) این ماهیت هنوز از حالت امکانی خارج نشده است. (ص)
ج) علتی نیست که بتواند آن را به وجود بیاورد. (ص)

درس 2: جهان ممکنات